پختستان (Flatland)

ژوئن 11, 2010 on 7:01 ق.ظ | hooman | نوشته شده در پیشنهاد های من | بدون دیدگاه »

پختستان یک رمان علمی تخیلی است که در سال 1884 توسط ادوین ابوت آفریده شده است.ابوت با خلق دنیایی تخیلی از اشکال دو بعدی سعی داشت که با ایهامی عمیق و استعاره ای نافذ شرایط اجتماعی انگلستان دوران ویکتوریا را ترسیم کند.اما کتاب از این حد فراتر می رود و با توصیف و تشریحی دقیق از اشکال دو بعدی و سه بعدی بسیار مورد توجه دانشجویان ریاضی و فیزیک قرار گرفته است.اما حتی اگر علاقه ای به ریاضی نداشته باشید کتاب برای شما بازهم بسیار جذاب و غافلگیر کننده است.

داستان درباره سرزمینی است دو بعدی به نام پختستان (Flatland) که ساکنان آن اشکال هندسی دو بعدی هستند.زنان در این سرزمین خط ؛ و مردان اشکال چند ضلعی هستند و بر اساس تعداد اضلاع بر مقام و منصب آنها افزوده می شود.مثلاً مثلثها در این سرزمین کارگران هستند و چند ضلعی ها طبقه حاکم و برتر جامعه . داستان از زبان یک مربع تعریف می شود.او در این داستان علاوه بر اینکه توصیفی دقیق و زیبا از پختستان و ساکنانش و قوانین حاکم بر آن دارد فرصت این را می یابد که با جهانی فراتز از پختستان یعنی حجمستان روبرو شود که برای او تجربه ایست شگفت انگیز!

این کتاب در ایران توسط منوچهر انور ترجمه و توسط نشر کارنامه منتشر شده است.مقدمه آن که شرح جامعی است بر کتاب ، زندگی و افکار ابوت توسط تامس اف . بانچوف نوشته شده است.

درسال 2007 یک فیم انیمیشن 98 دقیقه ای توسط  لد اهلینگر جونیور بر اساس کتاب ساخته شده است.

24

ژوئن 8, 2010 on 7:28 ق.ظ | hooman | نوشته شده در هنر هفتم | بدون دیدگاه »

سریال تلویزیونی 24 که می توان آن را طولانی ترین و پر اپیزود ترین سریال تاریخ نامید سرانجام با اتمام فصل هشتم آن بطور کامل پایان یافت و به گفته سازندگانش -  اگر واقعاً راست بگویند – فصل جدیدی از آن ساخته نخواهد شد.

24 یک تریلر پلیسی – سیاسی است . هر دو جنبه آن پا به پای هم جلو می روند و از آنجا که هر فصل آن پیرامون یک حمله تروریستی است همزمان با  تلاشهای واحد ضد تروریستی و در رأس آنها جک باور در خنثی کردن حمله ، پشت پرده روابط و تلاشهای دیپلماتیک کاخ سفید هم نمایش داده می شود. به همین دلیل رئیس جمهور آمریکا در همه فصول یکی از شخصیتهای اصلی داستان است.

ویژگی منحصر به فرد سریال Real Time بودن آن است.هر فصل سریال در یک بازه زمانی 24 ساعته رخ می دهد و هر اپیزود نمایشگر یک ساعت از این 24 ساعت است لذا رخدادها لحظه به لحظه دنبال می شوند و هیچ فلاش بک یا فلاش فورواردی در این سریال وجود ندارد.

24 فیلمنامه نویسان خوبی دارد . آنها هم در شخصیت پردازی موفق هستند ، هم در خلق ماجراها، پیشبرد و فراز و فرود آنها و هم در ایجاد تعلیق مبتنی بر قصه. البته در هر فصل هم چند سورپرایز درجه یک دارند که هر چقدر هم فیلم باز! باشی و قدرت پیشگویی خوبی داشته باشی باز هم اکثر آنها غیر قابل پیش بینی هستند. شخصیتهای اصلی و فرعی چنان خوب پرورانده شده اند که بیننده آنها را به راحتی می پذیرد و با آنها زندگی می کند . جک باور شخصیت اصلی سریال  با بازی فوق العاده کیفر ساترلند مطمئناً یکی از به یاد ماندنی ترین چهره های تاریخ سریالهای تلویزیونی خواهد بود.او یک حرفه ای تمام عیار و مظهر شجاعت ، وفاداری ، میهن پرستی و قدرت است. در عین حال جک مانند اکثر شخصیتهای دوست داشتنی و سمپاتیک تاریخ سینما یک مشکل ازلی و ابدی دارد : تنهایی. در فصل اول او با همسرش روابط سردی دارد و در پایان در حالیکه آن دو بیشتر به هم نزدیک شده اند همسرش کشته می شود.در فصل دوم دخترش او را مسئول مرگ مادر می داند و تا پایان هشت فصل هر گاه او می خواهد یک رابطه عاطفی عمیق برقرار کند به نوعی تلخ با شکست روبرو می شود و باز هم تنهایی است که او را در بر می گیرد.

الته جک در سریال دوستان خوب  و درجه یکی دارد که می توان از آنها بعنوان رفیق فابریک های او نام برد ! در رأس آنها کلویی ابراین قرار دارد که بعد از جک دومین شخصیت سریال است و در بیشترین اپیزود ها حضور دارد. یک شخصیت دوست داشتنی و منحصر به فرد. یک آنالیزور حرفه ای داده ها که در بحرانی ترین لحظات به کمک جک می آید. بازی خانم ماری لین راجسکوب در نقش کلویی درخشان است. از دیگر رفقای جک باید از تونی آلمیدا با بازی خوب کارلوس برنارد نام برد که به جز 2 فصل در همه فصل ها در کنار جک حضور دارد.

اما 24 جنبه های سیاسی بسیار پر رنگی دارد . روابط گاهاً کثیف پشت پرده بازیهای سیاسی در این سریال به خوبی تصویر شده اند.گاه خیانت تا حد رئیس جمهور پیش می رود و او برای پیش بردن مقاصد سیاسی خود حاضر است با تروریستها در کشتن هزاران انسان بیگناه همدست شود.اما باید گفت  24 در نمایش خباثت تروریستها که اکثر آنها در فصول مختلف سریال مسلمان هستند گاهاً زیاده روی کرده است. این یکی از ضعفهای سریال است.یعنی به شخصیت پردازی  تروریستها و انگیزه آنها توجه کمتری شده است. البته در فصل هفتم که یکی از بهترین فصول سریال است سازندگان فیلم  از مسلمانان دلجویی کرده و از آنها رفع اتهام می کنند.

نقد و ارزیابی یک سریال با 192 اپیزود و اینهمه شخصیت و قصه متنوع از حد توانایی من و این وبلاگ خارج است . اما در نهایت باید بگویم 24 یکی از بهترین سریالهای تلویزیونی در سالهای اخیر است و خاطره جک باور سالها با دوست دارانش باقی خواهد ماند. شخصاً از دیدن همه فصول آن لذت برده ام .با جک باور و دوستانش زندگی کرده ام و بسیار آموخته ام .تماشای آن را به همه کسانی که سریال را ندیده اند توصیه می کنم !

گنجه رنج (The Hurt Locker)

ژوئن 3, 2010 on 4:17 ب.ظ | hooman | نوشته شده در هنر هفتم | 2 دیدگاه »

کارگردان : کاترین بیگلو

بازیگران : جرمی رنر ، آنتونی مکی

محصول 2008 آمریکا

خانم بیگلو در مراسم اسکار 2010 توانست همسر سابق خود یعنی جیمز کامرون را به شدت شکست دهد .گنجه رنج توانست جوایز اصلی اسکار یعنی بهترین فیلم ، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی را از چنگ جیمز کامرون و فیلم جاه طلبانه سه بعدی او یعنی آواتار در آورد.اما مهمترین سوال برای بسیاری از سینما دوستان این است که آیا گنجه رنج واقعاً شایستگی این همه توجه را داشت یا خیر ؟

گنجه رنج داستان یک تیم متخصص خنثی کننده بمب ارتش آمریکا در عراق و چالشهایی است که آنها در 38 روز پایانی مأموریت خود در بغداد  با آن روبرو می شوند.

گنجه رنج در ژانر فیلمهای جنگی قرار می گیرد و می خواهد با تعلیقی که در بر خی سکانسها ایجاد می کند بیننده را درگیر خود کند.اما آیا در اینکار کاملاً موفق است؟ به گمان من خیر! فیلم بیش از آن که یک درام کلاسیک و یا حتی غیر کلاسیک باشد بیشتر شبیه خواندن دفترچه خاطرات روزانه چند خنثی کننده بمب از کار درآمده است. در سکانسهای خنثی کردن بمب جیمز بدون هیچ شکی همه سیمها را سریع قطع می کند همه پیچها را باز می کند و نهایتاً بمب را خنثی می کند . کارگردان با اینکه جزئیات را به ما نشان میدهد اما روی هیچکدام مکس نمی کند. انگار می خواهد تخصص جیمز را به رخ ما بکشد.جالب است که بمب گذاران هم به جای آنکه بمب را منفجر کنند بیشتر دوست دارند قهرمان بازیهای جیمز و حل کردن معمای پیچیده بمبها توسط او را تماشا کنند و آنقدر در هیجان ! این صحنه ها غرق می شوند که یادشان می رود دکمه کنترل از راه دور بمب را فشار دهند.

بیگلو سعی می کند با انفجار بمب اول و کشتن گای پیرس در سکانس آغازین یک شوک به ما وارد کند و به ما بفهماند که در این فیلم احتمال اینکه هر بمبی منفجر شود و قهرمان فیلم در هر لحظه ای بمیرد وجود دارد. اما نمی دانم چرا موفق نمی شود این را در کله  بیننده خود فرو کند .شاید به این دلیل باشد که جیمز قهرمان اصلی داستان زیاده از حد بزن بهادر و بی باک است . اگر جیمز در لحظات بالقوه هیجان انگیز فیلم که کم هم نیستند کمی هم ترس از خودش نشان می داد شاید بیننده با او بیشتر همذات پنداری می کرد .اما او در لحظات خنثی کردن بمب بخصوص وقتی که آن لباس مخصوص را که در واقع همان گنجه رنج است به تن می کند دیگر از دسترس تماشاگر دور می شود و تبدیل به یک موجود فرا زمینی شکست ناپذیر می شود .این اتفاق در همه موارد می افتد به جز سکانس مردی که به خود بمب بسته و حالا پشیمان از اینکار از جیمز طلب کمک می کند . در این سکانس جیمز ویژگیهای انسانی خود را بیشتر بروز می دهد .

این فیلم از فیلمبرداری ، تدوین، صدابرداری و صداگذاری بسیار خوبی بهره برده است اما در ساخت و پرداخت قصه و باور پذیر کردن ماجراها و ایجاد تعلیق لنگ می زند.

اما اینکه آیا شایسته اسکار بود یا نه باید گفت که اسکار یک رقابت مقایسه ای است .بله ! در میان فیلمهای دیگر کاندید اسکار فیلم بهتری است.بخصوص در مقایسه با آواتار . می دانم که دوست داران آواتار از این حرف من حرص می خورند.اما به نظر من آواتار یک فیلم خوب به معنای ” هنری” آن نیست .آواتار فیلمی است که از دیدگاه فن آوری های نوین و سینمای دیجیتالی خوب است .اما این همان سینمایی نیست که من بیننده را با پوست و گوشت و خون درگیر خود کند.آواتار در کنار شاهراه پر عظمتی که بزرگان سینما مانند فورد، هیچکاک ، کوپولا ، اسپیلبرگ ، اسکورسیسی ، تارانتینو و… آفریده اند -  یعنی سینمای مبتنی بر محور فیلمنامه / کارگردان / بازیگر- یک کج راهه شیک و دلفریب است که سینما را با خود به پرتگاه می برد.

در نهایت اینکه گنجه رنج را یک فیلم متوسط می دانم که در یک برهه زمانی خاص و با حضور رقبایی خاص بیشتر  از آنکه شایسته اش بود مورد توجه قرار گرفت.

من حمله می کنم چون گردنم کلفته !

ژوئن 3, 2010 on 8:10 ق.ظ | hooman | نوشته شده در سیاست | بدون دیدگاه »

چند روز پیش ارتش اسرائیل به شش کشتی که حامل جمعی از فعالان حقوق بشر و کمکهای بشر دوستانه برای مردم غزه بود در آبهای بین المللی حمله کرد و تعدادی از آنها را که بیشتر اهل ترکیه بودند کشت و زخمی کرد و بقیه را دستگیر کرد.

این حرکت احمقانه افکار عمومی جهان را به شدت جریحه دار  کرد . اکثر کشورها و مجامع بین المللی این اقدام اسرائیل را محکوم کردند و برخی مانند آمریکا تنها به ابراز تأسف عمیق بسنده کردند.

نتانیاهو گفت که اسرائیل باید از خودش دفاع کند . اما آیا این که شما در آبهای بین المللی روی کشتی حامل افراد غیر مسلح که از چند روز قبل هم اعلام کرده بودند که با اهداف بشردوستانه به سمت غزه حرکت می کنند سرباز هلی بورد کنید این دفاع است یا حمله ؟

برخی می گویند در پس پرده این حرکت یکسری اهداف پیبچیده و بلند مدت وجود دارد که اسرائیل با پذیرفتن دردسرهای کوتاه مدت به دنبال دستیابی به آن اهداف است.اما به نظر من دولت اسرائیل در این قضیه کاری  کرد که بیشتر از حماقت سرچشمه می گیرد تا درایت.حماقتی که در راستهای افراطی نهادینه است. آنها خشک مغز تر از آنند که بتوانند نتایج  دراز مدت خوبی از این حمله دریایی به دست بیاورند. آنان بیشتر از آنکه به دیپلماسی خود ببالند به قدرت میلیتاری و گردن کلفت خود می نازند.

سوالی که برای من مطرح است این است که حتی اگر همه کسانی که در کشتی بودند تروریست بودند و کشتی ها پر از بمب و موشک بود چرا باید در آبهای بین المللی به آنها حمله کرد. اما اسرائیل که عزیز دردانه آمریکا و اروپا ست مثل یک بچه لوس و ننر هرکاری که دلش می خواهد می کند و کسی هم نیست که بخواهد او را تنبیه کند. اما فرض کنیم اگر این کار را مثلاً ترکیه در برابر یک کشتی اسرائیلی انجام داده بود تا حالا آمریکا و اروپا سفرای خود را از ترکیه فراخوانده بودند و شورای امنیت سه تا قطعنامه بر علیه ترکیه صادر کرده بود !

حافظ مستانه

می 31, 2010 on 12:40 ب.ظ | hooman | نوشته شده در پیشنهاد های من | بدون دیدگاه »

سایت “ حافظ مستانه ” یک درگاه خوب برای علاقمندان حافظ است.

در این سایت تمام دیوان حافظ را می توانید بر اساس نسخه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی ببینید.می توانید با کمک لغت نامه دهخدا از معنی کلمات آگاه شوید.می توانید غزلیات را با شرح صوتی بشنوید یا با شرح نوشتاری بخوانید. از چت روم سایت می توانید برای تبادل نظر با دیگر دوست داران حافظ استفاده کنید و بالاخره اینکه می توانید فال حافظ بگیرید.

لاست : پایان (The End)

می 30, 2010 on 8:27 ق.ظ | hooman | نوشته شده در هنر هفتم | 2 دیدگاه »

سرانجام سریال تلویزیونی لاست به پایان رسید.سریالی که پخش آن از سال 2004 شروع شده بود و مدت شش سال بسیاری از مردم دنیا را تحت تأثیر خود قرار داد.

درباره تفسیر و توضیح لاست بسیار سخن گفته اند و از آنجا که در این سریال سوالات بسیار زیادی برای بیننده ایجاد شده بود انتظار از آن برای یک پایان بندی خوب و بی نقص که بتواند به همه سوالات پاسخ دهد بالا بود.اما مانند تمام اپیزودها و کلیت سریال پایان آن هم کاملاً لاستی بود ! یعنی پاسخ همه سوالات را باز هم بصورت شفاف نداد و دریافت و تفسیر بسیاری از آنها را به خود بینندگان سپرد. بیننده ای که بعد از پایان سریال احساس می کند باید یکبار دیگر آن را از ابتدا ببیند!

اگر شما هنوز پایان سریال را نمی دانید بهتر است از خواندن ادامه مطلب خودداری کنید!

لاست در پایان بیش ازآنکه به فیزیک و الکترومغناطیس و سفر در زمان بپردازد نگاهی جدید به زندگی بعد از مرگ را به بیننده نشان می دهد.آنچه که ما را می فریبد آغاز فصل ششم است جایی که پرواز اوشینیک 815 سالم به زمین می نشیند و همه سرنشینان آن بدون اینکه لحظه ای از اتفاقات جزیره را به یاد بیاورند وارد لوس- آنجلس می شوند و چون در پایان فصل پنجم آن انفجار رخ داده و جولیت کشته شده است ما فکر می کنیم که جزیره نشینان موفق شده اند با انفجار از آنچه که اتفاق افتاده است یعنی سقوط هواپیما جلوگیری کنند.اما چطور ممکن است در آن واحد یک نفر هم در جزیره باشد و هم در لوس انجلس ؟!

در پایان سریال مشخص می شود که آنها در واقع مرده اند و آنچه که ما در فصل ششم در لوس آنجلس دیده ایم دنیای پس از مرگ  آنها  بوده است و سالها بعد از اتفاقات جزیره است . هر کدام از بازماندگان سقوط اوشینیک  در شرایط متفاوتی مرده اند.ما مرگ جک را در جزیره می بینیم اما کیت و ساویر و چند نفر دیگر موفق به فرار از جزیره با هواپیما می شوند و هوگو که در انتها جیکوب جدید است همراه با بن در جزیره می مانند.گردهمایی نهایی آنها در لوس آنجلس در واقع سالها بعد است که همه آنها مرده اند.اما در برزخ هستند و خاطرات جزیره را ناگهانی به یاد می آورند و از مرگ خود آگاهی می یابند.

برخی گفته اند که گمشدگان در همان زمان سقوط همگی مرده اند و کل داستان جزیره در عالم بعد از مرگ رخ می دهد.درحالیکه به نظر من اینگونه نیست.جزیره واقعاً وجود دارد و آنها از سقوط هواپیما جان سالم به در می برند. آنجا یک مکان استثنایی است که نیروی الکترو مغناطیسی بسیار زیادی را در خود ذخیره کرده است و هرگاه بخشی از این نیرو به هر دلیلی آزاد می شود می تواند اتفاقات مهمی ایجاد کند مانند سقوط هواپیما و سفر در زمانهای مختلف.جک ، سعید ، سان ، جین و احتمالاً هوگو در جزیره می میرند اما کیت و ساویر از جزیره فرار می کنند و بعدها می میرند.

فصل ششم از یک سو نشان دهنده آخرین روزهای حضور و زندگی آنها در جزیره است و از دیگر سو نمایشگر زندگی آنها در دنیایی برزخ گونه است که ابتدائاً چیزی از زندگی در جزیره و مرگ خود به یاد نمی آورند ولی ناگهان خاطراتشان از جزیره و آدمهایش زنده شده و از مرگ خود آگاه می شوند و اینجاست که باید به فکر ترک کامل و نهایی دنیا یاشند.

لاست به زیبایی تمام می شود. این سریال از آن دسته نمایشهاست که همه چیز را سر راست و شفاف به بیننده نمی گوید و این برای بینندگان تنبل بخصوص ما ایرانی ها  کمی ناخوشایند است.

به قول یکی از بزرگان فیلم خوب فیلمی است که وقتی از سینما بیرون می آیی آنقدر تو را درگیر خود کرده باشد که مسیر خانه ات  را گم کنی. البته لاست یک سریال است نه فیلم .اما به اندازه دهها فیلم با خود گمگشتگی به ارمغان می آورد.

فوتبال ایرانی

می 26, 2010 on 6:08 ب.ظ | hooman | نوشته شده در فوتبال | بدون دیدگاه »

رقابتهای این فصل فوتبال باشگاههای ایران با قهرمانی سپاهان در لیگ برتر و پرسپولیس در جام حذفی به پایان رسید. ذوب آهن مثل پارسال نایب قهرمان لیگ شد و استقلال که قهرمان فصل قبل بود  در هر سه جام داخلی و آسیایی به موفقیت قابل توجهی دست نیافت.

امیر قلعه نوعی اولین مربی است که در دو سال پیاپی آنهم با دو تیم مختلف قهرمان لیگ شده است و اگر چه من نسبت به او موضع منفی دارم اما به هر حال باید به توانایی او در زمینه مربی گری البته فقط در سطح مسابقات لیگ داخلی ایران اعتراف کنم.

علی دایی پرسپولیس را از نیمه های فصل تحویل گرفت و با وجود اینکه دخالتی در انتخاب بازیکنان تیمش نداشت اما توانست قهرمانی جام حذفی را به دست بیاورد. البته پتانسیل پرسپولیس در این فصل بالا نبود و شاید کسب قهرمانی جام حذفی هم برای آنها دور از ذهن بود جایگاه واقعی آنها همانی بود که در لیگ اتفاق افتاد یعنی چهارمی لیگ. البته اگر نگوییم استیل آذین هم می توانست بالاتر از پرسپولیس قرار بگیرد. اما علی دایی بازهم با اراده و همیتی که به تیمش تزریق کرد توانست با همین تیم نیم بند یکی از دو جام قهرمانی امسال را برای هواداران کسب کند . اما باید بگویم بعنوان یک پرسپولیسی این آن تیمی نبود که ما هواداران به آن افتخار کنیم .اگر دایی در انتخاب مهره ها برای فصل بعد دقت کافی نکند بازهم همین وضعیت ادامه خواهد داشت.

اما خنده دار ترین  تصویر این فصل همانا مراسم اهدا جام به پرسپولیس بود. مراسمی عجیب و مضحک! در حالی که کاشانی کم مانده بود زیر دست و پا له شود و در آتش بسوزد! کریم باقری فقط یک ثانیه جام را لمس کرد ! و طبق معمول تعدادی هوادار -که نمی دانم چرا نارنجی پوش ! بودند- با جام قهرمانی دور افتخار زدند و عکس گرفتند.معلوم نیست ما کی می خواهیم برگزاری مراسم اهدا جام را یاد بگیریم !

اما بهترینهای فصل از نظر من :

بهترین تیم : ذوب آهن

بهترین مربی : امیر قلعه نوعی !

بهترین بازیکن :علی کریمی

در اینجا باید از یک تیم نام ببرم که رکورد عجیبی در فوتبال ایران وجهان از خود به جا گذاشت. سی و چهار بازی بدون دریافت حتی یک کارت قرمز : شاهین بوشهر

شاهین علاوه بر این توانست با مربیگری پیرترین مربی تاریخ لیگ یعنی محمود یاوری مقام سیزدهم لیگ را به دست آورد که برای تیمی که اولین فصل حضور در لیگ برتر را تجربه می کرد بسیار ارزنده است.

مهمان تازه آسمان ایران

می 21, 2010 on 8:42 ق.ظ | hooman | نوشته شده در یادداشتهای روزانه یک ذهن احتمالاً پاک! | ۱ دیدگاه »

چند سالی است که آسمان ایران مهمان ناخوانده ای دارد. گرد و غبار گاهاً شدیدی که منشأ آن بیابانهای عراق است.اگر چه استانهای غربی ایران سالهاست از این موضوع رنج می برند اما دامنه گرد و غبار در دو سه سال اخیر به تهران هم رسیده است.تهرانی که خود از آلودگی شدید هوا رنج می برد در یکی دو روز اخیر زیر سایه گرد و غبار به سختی نفس می کشید.دولت جدید عراق بعد از سرنگونی صدام نسبت به تثبیت بیابانهای آن کشور بی تفاوت است و دود یا بهتر است بگویم گرد و غبار ناشی از این عمل آنها به چشم مردم ما می رود.

سال قبل رئیس سازمان محیط زیست ایران به عراق رفت و موافقتنامه ای در این زمینه بین دوکشور امضا شد.اما انگار طرف عراقی تعهدی به اجرای آن ندارد.

به نظر می رسد که ایران نباید به عراقیها امید داشته باشد.بهتر است هزینه و اجرای تثبیت بیابانها را ایران شخصاً بعهده بگیرد چرا که آن کسی که در این میان آسیب می بیند مردم ما هستند و طبعاً خود ما باید برای آنها کاری انجام دهیم. هزینه تثبیت بیابانهای عراق  مطمئناً از ضرر و زیان ناشی از تأثیر این وضعیت بر سلامت ایرانیان  کمتر خواهد بود.

مادران آمریکایی و فرزندان (شاید جاسوس!) آنها

می 20, 2010 on 6:01 ب.ظ | hooman | نوشته شده در سیاست | بدون دیدگاه »

مادران سه کوهنورد / توریست آمریکایی که چند ماه قبل از کردستان عراق وارد خاک ایران شده و به جرم جاسوسی برای آمریکا بازداشت شدند وارد ایران شدند.آنها بعد از نزدیک به ده ماه تلاش و پیگیری موفق به دریافت ویزا شدند.

چهره های آنها در بدو ورود به ایران با آن حجاب عجیب و غریبی که بیشتر در کشور های عربی رواج دارد به سختی قابل شناسایی بود.اما آنها گفتند برای احترام به فرهنگ ایرانیان اینگونه حجاب را انتخاب کرده اند.اما این حجاب عجیب  که در خیابانهای تهران بسیار به ندرت دیده می شود شاید برای جذب همدلی و دلسوزی مقامات تأثیرگذار ایرانی برای آزادی فرزندانشان باشد.

آنها امروز با فرزندانشان در هتل استقلال تهران ملاقات داشتند .دیداری گرم و عاشقانه که البته در صورتی که آنها واقعاً جاسوس باشند می تواند  نشانه ای از حسن نیت ایران باشد که اجازه چنین ملاقاتی را داده است.

اما اینکه بعد از ده ماه در این تاریخ به مادران ویزا داده شده می تواند به دیپلماسی خارجی ایران برای جلب افکار عمومی جهان برگردد.اینکه این سه آمریکایی توریست هستند یا جاسوس من نمی دانم چون هنوز محاکمه ای برگزار نشده و جرمی به اثبات نرسیده است. ولی این ویزا دادن و آمدن مادران با حجاب به ایران آنهم در حالیکه دو هفته دیگر در ایران روز مادر است ممکن است به اینجا ختم شود که مادران همراه با فرزندانشان به آمریکا بازگردند و توسط مقامات عالیرتبه ایران بدرقه شوند!

خب البته  آزاد کردن زندانیهای خارجی کارتی است که ایران از آن در بازیهای سیاسی زیاد استفاده می کند.البته این پیش بینی من است باید ببینیم درست از آب در می آید یا نه ؟

خداحافظ گوردون!

می 11, 2010 on 7:29 ب.ظ | hooman | نوشته شده در سیاست | بدون دیدگاه »

گوردون براون از مقام نخست وزيري انگلستان استعفا کرد .امروز براي حزب کارگر روز غم انگيزي است.گوردون براون مسئوليت شکست حزب را بطور کامل بر عهده گرفت و از رياست و همچنين عضويت حزب کارگر استعفا کرد.

اين پايان زندگي سياسي گوردون بود.او مردي بود که در بدترين شرايط اقتصادي شصت سال اخير حکومت را در دست گرفت و نتوانست تغيير چنداني در وضعيت موجود ايجاد کند.

او اکنون غمگين ترين فرد بريتانياست.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »

Powered by WordPress ©.filmomusic.com
Entries and comments feeds. ^Top^