فرکانسهای جدید فارسی 1 !
جولای 29, 2010 on 3:32 ب.ظ | hooman | نوشته شده در یادداشتهای روزانه یک ذهن احتمالاً پاک! | بدون دیدگاه »
واقعاً معذرت می خواهم ! اینجا هیچ خبری از فرکانسهای جدید فارسی 1 نیست.اگر با یک موتور جستجو و برای پیدا کردن این فرکانسها وارد این وبلاگ شده اید حق دارید که زیر لب یک حرف ناجور بزنید و آن علامت ضربدر قرمز رنگ گوشه سمت راست را کلیک کنید.اما اگر وقت دارید این چند خط مابقی را هم بخوانید.
فارسی 1 یک شبکهٔ تلویزیونی فارسی زبان است که دفترهای آن در استودیو سیتیِ دوبی قرار دارند و روی ماهوارهٔ هات برد برنامههای سرگرمکننده پخش میکند.این شبکه از مرداد ۱۳۸۸ اقدام به پخش سریالهای خارجی با دوبلهٔ فارسی کردهاست.
نکته جالب توجه اینکه این کانال تلویزیونی ۱۰۰ دوبلور افغان که به گویش فارسی در ایران تسلط دارند در استخدام خود دارد.شاید این دلیل اصلی انتقاد و گاهی تنفر بعضی از بینندگان از وضعیت دوبله سریالهای این کانال باشد.
فارسی۱ سرمایهگذاری مشترک گروه موبی و کمپانی نیوز کورپوریشن است. گروه موبی در سال ۲۰۰۲ توسط سعد محسنی، استرالیایی افغانتبار، و خواهر و دو برادرش تاسیس شد. برپایهٔ آمار جولای ۲۰۱۰ خانواده یهودی روبرت مرداک حدود ۱۲٪ از سهام نیوزکورپ را در اختیار دارند که این سهام شامل ۳۸٪ از سهام رایدهندهٔ کمپانی نیز میشود.
مجموعه رسانهای استار متعلق به نیوز کورپوریشن است که سهامدار اصلی آن روبرت مرداک است. اداره مرکزی نیوزکورپوریشن درنیویورک قرار دارد. این سازمان تعداد زیادی رسانههای دیداری و شنیداری و مطبوعات در سراسر جهان در اختیار دارد که فاکس قرن بیستم، دیلی تلگراف ، نیویورک پست و وال استریت ژورنال از آن جملهاند. روپرت مرداک به افکار عمومی کشورهای مختلف توجه دارد و در بیش از ۳۰ کشور جهان رسانه و شبکههای سرگرمی ایجاد کرده است.
فارسی۱ کار خود را از مرداد ۱۳۸۸ آغاز کرد و در ایران مورد استقبال و توجه بسیار قرار گرفت. به گزارش دویچه وله ، «این شبکه توانستهاست با مجموعههایی عامه پسند و با استفاده از چاشنیهایی چون زنان و دختران زیبارو و داستانهایی عاشقانه در جذب مخاطبان موفق شود و تماشاگری را که در پی نوعی سرگرمی برای رهایی از دغدغهها و خستگیهای کار و زندگی اجتماعی است، به دنبال خود بکشاند.» عدم توفیق و نبود راهبردی از پیش تعیین شده برای جذب مخاطب توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز مزید بر علت شدهاست.
با وجود این انتقادات، عزت الله ضرغامی شبکههای خارج از ایران را نه تنها رقیب، بلکه تهدید نیز برای صدا و سیما نمیداند. او معتقد است سریالهای صدا و سیما «فاخر» هستند. معاون سیما نیز در این باره گفتهاست: «نظرسنجیهای ما نشان میدهند که برنامههای نمایشی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران با یک فاصله بسیار زیاد با برنامههای نمایشی در آن سوی مرزها – چه دوبله شده باشند و چه دوبله نشده باشند- قرار دارند و این فاصله در میزان تماشاگران، امری محرز است… پس بر همين اساس ما در اين زمينه هوشياريم و میدانیم که سایر شبکهها در حال انجام چه کارهایی هستند و آنها را زیر نظر داریم و نقاط ضعفشان را میشناسیم اما اصلا آنها را رقیبی که بخواهد در کار ما اخلال ایجاد کند، نمیدانیم چون آنها، اصلا قابل مقایسه با آنچه ما عرضه میکنیم، نیستند.» نشریه همشهری جوان با تیترهایی همچون «تو شکست خوردی فارسیوان!» و «بدرود آقای سالوادور» نوشت که صدا و سیما میتواند با شبکههای خارجی مقابله کند، و مردم به جای سفری دیگر در فارسی۱، تاوان شبکه ۳ را نگاه میکنند.
حسن عباسی، رئیس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز، عنوان کرد «ما این سریالها را از منظر جامعهشناختی و روانشناختی و سایر مبانی آن بررسی کردهایم، این برنامهها و شبکهها یک تب و موج است و این تب و موج در کمتر از یک سال آینده فروکش خواهد کرد.» «بنده با این نظر که این نوع شبکهها با محتوای کنونی میتوانند در راستای بسترسازی برای انقلاب نرم وارد عمل شوند، موافق هستم اما نمیتوان عملکرد این شبکهها را در راستای انقلاب مخملی قلمداد کرد.» و «بنده معتقد نیستم که این امر به فروپاشی خانوادهها منجر شود». او عامل جذابیت آنها را عشقهای ضربدری و مثلثی دانست بنابراین راهاندازی شبکه خصوصی در ایران راه مناسبی برای مقابله با این شبکه نیست. او در برنامه دیروز ، امروز ، فردا این شبکه را زمینهساز «زنای ذهنی» خواند!
اگرچه من هیچوقت برای مدتی بیش از یکی دو دقیقه تماشاگر این کانال نبوده ام ( تو را به خدا این حرف را ادا و اطوار روشنفکری و آوانگارد بازی تعبیر نکنید! ) اما حضور و نفوذ آن را به وضوح در محیط اطرافم و دیگرانی که در اجتماع با آنها تماس دارم حس می کنم و حالا که این کانال از ماهواره غیب شده بسیاری را می بینم که دربه در به دنبال فرکانسهای جدید آن هستند.
چه بخواهیم چه نخواهیم فارسی 1 در بین خانواده های ایرانی از هر قشر و تفکری و با هر سطح تحصیلاتی جای خود را باز کرده است و این از دیدگاه رسانه یعنی موفقیت . اگر من از این کانال به دلیل کیفیت نازل سریالهای دست چندمی اش و دوبله های وحشتناکش خوشم نمی آید ولی نمی توانم موفقیت آن را در حد یک پدیده در دنیای رسانه ای امروزکتمان کنم .البته یافتن علت اصلی گرایش مردم ایران به این کانال و توجه کمتر به صدا و سیما کار دشوار و پیچیده ای نیست. آن را که عیان است چه حاجت به بیان است!
منبع : ویکی پدیا
ساز دل
ژوئن 18, 2010 on 1:12 ب.ظ | hooman | نوشته شده در یادداشتهای روزانه یک ذهن احتمالاً پاک! | 3 دیدگاه »این شعر را سیزده چهارده سال پیش در سالهای ابتدایی دوران عاشقیت سرودم.خیلی دوستش دارم. برای خودم که هنوز تازگی دارد.به قول مجید ظروفچی در فیلم سوته دلان که بهروز وثوقی نقش او را بازی می کرد : ” بلا روزگاریه این عاشقیت ” .
سر انگشتان تو اگر زخمه شود
دل من ساز شود
دل من با سر انگشتان تو
هم آواز شود
آن زمان سبز ترین منظره موسیقی
پیش چشمت خواهد بود
تو به من خواهی گفت:
” چه نوایی دارد ساز!
چه بقایی دارد مهر!
چه وفایی دارد یار!”
مهمان تازه آسمان ایران
می 21, 2010 on 8:42 ق.ظ | hooman | نوشته شده در یادداشتهای روزانه یک ذهن احتمالاً پاک! | ۱ دیدگاه »چند سالی است که آسمان ایران مهمان ناخوانده ای دارد. گرد و غبار گاهاً شدیدی که منشأ آن بیابانهای عراق است.اگر چه استانهای غربی ایران سالهاست از این موضوع رنج می برند اما دامنه گرد و غبار در دو سه سال اخیر به تهران هم رسیده است.تهرانی که خود از آلودگی شدید هوا رنج می برد در یکی دو روز اخیر زیر سایه گرد و غبار به سختی نفس می کشید.دولت جدید عراق بعد از سرنگونی صدام نسبت به تثبیت بیابانهای آن کشور بی تفاوت است و دود یا بهتر است بگویم گرد و غبار ناشی از این عمل آنها به چشم مردم ما می رود.
سال قبل رئیس سازمان محیط زیست ایران به عراق رفت و موافقتنامه ای در این زمینه بین دوکشور امضا شد.اما انگار طرف عراقی تعهدی به اجرای آن ندارد.
به نظر می رسد که ایران نباید به عراقیها امید داشته باشد.بهتر است هزینه و اجرای تثبیت بیابانها را ایران شخصاً بعهده بگیرد چرا که آن کسی که در این میان آسیب می بیند مردم ما هستند و طبعاً خود ما باید برای آنها کاری انجام دهیم. هزینه تثبیت بیابانهای عراق مطمئناً از ضرر و زیان ناشی از تأثیر این وضعیت بر سلامت ایرانیان کمتر خواهد بود.
تعطیل هستید…تعطیل نیستید!
می 10, 2010 on 5:36 ب.ظ | hooman | نوشته شده در یادداشتهای روزانه یک ذهن احتمالاً پاک! | بدون دیدگاه »ساعت 7:30 صبح در حال رانندگی هستم و رادیوی ماشین روشن است.
کوینده رادیو: هیأت دولت اعلام کرد کلیه مراکز دولتی و آموزشی شهر تهران روزهای شنبه و یکشنبه 25 و 26 اردیبهشت تعطیل خواهد بود.
به این فکر می کنم که چرا چنین تصمیمی گرفته شده است.در حالیکه دوشنبه هم تعطیل رسمی است با احتساب پنج شنبه و جمعه کلاً پنج روز تهران تعطیل خواهد بود!
چرا فقط تهران ؟ در طول روز با بررسی که می کنم متوجه می شوم که در روزهای مذکور تهران میزبان سران کشورهای گروه پانزده است- که البته چیز زیادی درباره آنها نمی دانم- به همین دلیل خواسته اند تهران و خیابانهایش خلوت باشد! به این فکر می کنم که هر سال در نیمه دوم فروردین همه مسئوولان مملکتی از طولانی بودن تعطیلات نوروز می نالند و به فکر لایحه و طرح برای کم کردن تعطیلات نوروز هستند و بعد از مدتی خودشان به تعطیلات اضافه می کنند.
ساعت 7:30 عصر همانروز در حال رانندگی هستم. گوینده رادیو: تعطیلی مراکز دولتی تکذیب شده و فقط مدارس روزهای شنبه و یکشنبه تعطيل خواهند بود!
به این فکر می کنم مگر چقدر زحمت دارد که اول خوب فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم و یا اول از یک خبر مطمئن شویم و بعد آن را منتشر کنیم.مردم را به راحتی سردرگم و شاد و پشیمان نکنیم!
Powered by WordPress ©.filmomusic.com
Entries and comments feeds.
^Top^

