خاطرات گمشده

آلبوم خاطرات گمشده آخرین آلبوم فریدون آسرایی است.این آلبوم برای طرفداران فریدون همان حال و هوایی را دارد که از فریدون انتظار دارند.همان سبک دلنشین و وبژه.اما خاطرات گمشده  یک سر و گردن از کارهای قبلی او بالاتر است.

ترانه های فوق العاده آلبوم از حسین غیاثی ، حبیبه نیک سیرتی ،میترا روحانی ،سروش دادخواه ، امیر مسعود هفت لنگ،، عبدالجبار کاکایی ، محمد صالح علا و سید عباس سجادی هستند.

ملودی همه ترانه ها به جز ترانه های “مسافر” و “کشف تو” ساخته فریدون است .آهنگ “مسافر” را احسان خلقی و آهنگ “کشف تو” را پاشا یثربی ساخته است.تنظیم تمامی ترانه ها را پاشا یتربی انجام داده که در ترانه های مختلف از تجربیاتی در موسیقی تلفیقی و موسیقی الکترونیک هم بهره برده است.

این آلبوم را به همه خوانندگان وبلاگ پیشنهاد می کنم.لطفاً برای حمایت از هنرمند نسخه اصلی را خریداری کنید.


عکس نوشت ۲ : “افتادگی آموز اگر طالب فیضی”

چند وقتی بود که حال و حوصله آپدیت کردن وبلاگ رو نداشتم.راستش دنبال یک تلنگر کوچک برای تکان خوردن بودم که این عکس رو دیدم و مثل یک سیلی آبدار نوش جانش کردم! این عکس هوس نوشتن رو دوباره در من شعله ور کرد.گفتم بعد از مدتها با یک عکس نوشت برگردم.

استاد شجریان پرویز پرستویی را در آغوش گرفته است.هر دو آنها از ستارگان تابناک آسمان هنر ایران هستند.هیچکدام احتیاج به معرفی ندارند.هر دو در رشته تخصصی خود بی نظیر هستند و هر دو در عین حال به شدت محبوب و مردمی.اما با نگاه ژرفتر به عکس پی به نکات ظریف تری می بریم.استاد شجریان پرویز پرستویی را چنان در آغوش گرفته که تو گویی از دیدن او به عنوان یک هنرمند بینهایت ذوق زده است.و به راستی هست.او از دیدن پرویز به وجد آمده و این نشان می دهد که او نیک پرویز را می شناسد و هنر پرویز را درک کرده است .پس حتماً فیلمهای او را دیده است.این برای من جالب است که یک استاد بزرگ موسیقی پی گیر احوالات سینمای نزار و بیمار ایران باشد .چنین در آغوش گرفتنی بیش از ذوق زدگی نشان از احترامی است که استاد برای یک هنرمند خوب و برای هنر او قائل است و می آموزد به ما اوج گرفتن یعنی چیدن بالهای غرور.یعنی بی پیرایه بودن .استاد شجریان با همه عظمت از دیدار یک هنرمند دیگر از رشته ای دیگر و حتی از نسلی دیگر چنان شادمان می شود که بی ریا و بی پیرایه او را چنین در آغوش می گیرد.اما از آن سو پرویز نازنین ما این مرد محبوب و دوست داشتنی سینمای ایران.او که جایگاه رفیعش را در سینمای ایران نه با چشم آبی و صورت بزک کرده که با هنر نابش به دست آورده و همان مقامی را برای سینمای ایران دارد که کسی مانند رابرت دونیرو برای سینمای آمریکا همان مرد افتاده حال و خجالتی همیشگی است .معلوم است که در برابر این حرکت استاد شجریان کاملاً غافلگیر شده و می توان شرم را در چشمانش خواند مانند شرمی که شاگرد نسبت به استاد یا پسر نسبت به پدر دارد. درخشش هر دوی آنها در آسمان هنر ایران ابدی خواهد بود.آنها این را نه فقط با هنرشان بلکه با انسانیت شان ثابت کرده اند.

بعد از امضا :

۱٫تیتری که انتخاب کردم خیلی کلیشه ایه ! آدم رو یاد  موضوع انشای دوران دبستان میندازه ! ولی بهتر از این چیزی برای این عکس نوشت به ذهنم نرسید.شما که کامنت میذارین یک تیتر هم بذارین.البته اگه کامنت می ذارین .عکس نوشت قبلی که دو تا کامنت بیشتر نگرفت.خب انتظار دارم ازتون دیگه !!

۲٫نام عکاس و منبع عکس رو نمی دونم .اگر پیدا کنم حتماً می نویسم.

۲ نظر ادامه...

جدایی نادر از سیمین

کارگردان : اصغر فرهادی

بازیگران : پیمان معادی ، شهاب حسینی ، ساره بیات ، لیلا حاتمی ، سارینا فرهادی

محصول ۱۳۸۹

۱٫بدون شک اصغر فرهادی مهمترین فیلمساز ایرانی چند سال اخیر است.او چه در داخل و چه در خارج از کشور با فیلمهایش بخصوص سه فیلم آخر یعنی ” چهارشنبه سوری ” ، ” درباره الی ” و ” جدایی نادر از سیمین” خوش درخشیده است.فروش خوب فیلمها در داخل و بردن جوایز متعدد و ارزشمند که آخرین آن دریافت خرس طلایی بهترین فیلم و دو خرس نقره ای برای بازیگران مرد و زن ” جدایی نادر از سیمین ” در چشنواره برلین ۲۰۱۱ است دلیل محکمی بر این مدعاست.

۲٫برای من فیلمباز که تا چند سال قبل طرفدار پر و پا قرص سینمای ایران بودم و همه را به دیدن فیلمهای ایرانی آن هم در سینما تشویق می کردم دیدن فقط  پنج شش فیلم ایرانی آن هم در مدت پنج  شش سال رکورد تأسف باری است.دلیل دل بریدن من از سینمای وطنی مثنوی هفتاد من است ؛ پس بماند برای یک فرصت دیگر.اما این پنج شش فیلم شامل هر سه فیلم متأخر اصغر فرهادی  می شود و هر بار بعد از نماشای این فیلمها دوباره بارقه ای از امید به سینمای ایران در من ایجاد شده است.اما بهتر که نگاه می کنم می بینم که فیلمهای فرهادی و یکی دو تا فیلمساز دیگر برای سینمای ایران که با کله در حال سقوط آزاد به ورطه بیکران فیلمهای کمدی بنجل و سخیف و فیلمهای عشقی  آبدوخیاری است تنها حکم یک مسکن زود گذر را دارد و بس!

۳٫اصغر فرهادی در سه فیلم آخرش گروهی از جامعه را زیر ذره بین تیز بین خود قرار می دهد که در هر جامعه ای اکثریت را دارند: طبقه متوسط.در هر سه فیلم می توان ویژگیها و مولفه های قشر متوسط را به خوبی مشاهده کرد.تصویری که از زندگی آنها در هر سه فیلم ارائه می شود کاملاً ملموس و قابل درک است.آنها برای بیننده انسانهایی آشنا هستند آدمهایی که هر روز این سو و آن سو می بینیم.در بانک ، مدرسه ، کلاس زبان و….آنها آپارتمانهای جمع و جوری دارند که یا اجاره ایست یا منعلق به والدین اما در عین حال سودای خارج رفتن دارند دو تا ماشین قسطی از ایران خودرو خریده اند.در منزل پیانو دارند.شجریان گوش می دهند.برای تنها فرزندشان معلم خصوصی می گیرند  برای پدر پیر و مبتلا به آلزایمرشان پرستار استخدام می کنند ولی بیشتر از ماهی سیصد هزار تومان حقوق نمی توانند به او پرداخت کنند و…..مشکلات و گرفتاریهای قهرمانهای فیلم -البته اگر بشود به آنها قهرمان به معنای کلاسیک آن گفت- هم مشکلاتی است که ممکن است هر یک از ما در زندگی با آنها روبرو شویم. یک حادثه به ظاهر ساده برای آنها تبدیل به یک معضل بزرگ می شود.زن و مرد فیلم جدایی نادر از سیمین بیش از آنکه دچار اختلاف نظر برسر خارج رفتن باشند دچار بحران عاطفی ناشی از  روزمرگی زندگی شده اند و سیمین می خواهد با پیش کشیدن طلاق ، نادر را از موقغیتی انفعالی و سرد وادار به واکنشی دلگرم کننده کند اما نادر آنقدر در مشکلات ناشی از بیماری پدرش غرق شده که این وضعیت را درست درک نمی کند .حادثه زن پرستار و چالش ناشی از آن به تدریج بازی طلاق سیمین را تبدیل به واقعیتی تلخ و جدی می کند.” جدایی نادر از سیمین” فیلمی است درباره دروغ ، مصلحت ، انکار حقیقت ، قضاوت و پنهانکاری.و اینها موضوعاتی جهانشمول هستند که در زندگی روزمره همه انسانها در هرگوشه دنیا نقش بازی می کنند.

۴٫اما آنچه که ” جدایی نادر از سیمین ” را فراتر از یک فیلم ایرانی و در اندازه های یک فیلم بین المللی بالا می برد تنها متن و و سوژه نیست .اجرای چنین قصه به ظاهر ساده ولی در باطن  پیچیده ای بسیار سخت تر است. اصغر فرهادی در این فیلم نشان می دهد که یک کارگردان در حد استانداردهای بین المللی است.وسواس و دقت او در اجرای صحنه ها ، میزانسنهایی که انتخاب کرده است و بازیهای بی نظیری که او از بازیگرانش گرفته است همگی موید این مطلب است.واقعاً چه کسی فکرش را می کرد شهاب حسینی در چنین نقشی فرو برود و چنان بازی ارائه دهد که تا سالها از یاد نخواهد رفت.یادمان نرفته که شهاب حسینی همان مجری شسته و رفته برنامه اکسیژن است که ده پانزده سال پیش از تلویزیون پخش میشد.

۵٫فرهادی در فیلمی دو ساعته که تایم آن کمی از حد استانداردهای سینمای ایران بالاتر است! و اکثر وقایع آن در محیطهای سربسته رخ می دهد چنان با دوربین پر تحرک و کاوشگر خود جولان می دهد که انگار من بیننده هم در دل ماجرا هستم.ضرباهنگ فیلم به گونه ایست که سخت می توان چشم از پرده برداشت و این برای یک درام خانوادگی ایرانی دست آوردی چشمگیر است.

۶٫بازیهای فیلم در یک کلام بی نظیر است .چه مردان و چه زنان.شهاب حسینی را که از سر ذوق زدگی وافر چند خط جلوتر گفتم.اما بقیه بازیگران هم درخشان بازی کرده اند.فرهادی موفق شده دو استعداد جدید هم به سینمای ایران معرفی کند.یکی ساره بیات که نقش زن پرستار را بازی می کند و دیگری سارینا فرهادی دختر خودش که نقش ترمه دختر نادر و سیمین را بازی کرده است.شاه بیت بازی سارینا سکانس پایانی فیلم در دادگاه است.چنین بازی کنترل شده و چنین گریه های ناب در دل دیالوگهایی بغض آلود از یک دختر نوجوان در سینمای ایران کم نظیر است.

۷٫” جدایی نادر از سیمین “  اگر چه به پای فیلم بی همتای اصغر فرهادی یعنی ” درباره الی ” نمی رسد اما بهترین فیلم سینمای ایران در یکی دو سال اخیر است.


” مبارک ” بای بای !

این چهار خط را برای ثبت در تاریخ می نویسم که بعدها بگویم من هم در چنین لحظاتی بی تفاوت نبوده ام.حسنی مبارک رئیس جمهور مصر دقایقی قبل استعفا داد و عطای قدرت را به لقایش بخشید.مردم مصر بعد از هجده روز بالاخره حرف خود را به کرسی نشاندند؛ در میدان آزادی ماندند و به جای اینکه به خانه بروند مبارک را مجبور به ترک خانه کردند! مبارک شب گذشته  از ماندن در قدرت تا حداقل شش ماه دیگر سخن گفت ولی معلوم نیست در این چند ساعت چه بر او گذشت که تصمیمش را عوض کرد.اگر چه باید به مردم مصر برای درهم شکستن هیمنه یک دیکتاتور تبریک گفت اما باید دید آیا آنها طعم واقعی دموکراسی را خواهند چشید یا خیر؟ برای جواب دادن به این سوال باید منتظر حوادث آینده بود.


مصر در دوراهی تصمیم : انقلاب یا اصلاحات

چند وقتیه که حال و حوصله سیاسی نوشتن ندارم.دلایلش باشه واسه خودم.ولی این عربها نگذاشتند یه مدت بی خیال سیاست بشم. ماجرای تونس کمی قلقلکم داد ولی آخرش بی خیالش شدم.ولی این  مصریها کاری دارند می کنند که ذیگه نمیشه نسبت به اون بی تفاوت بود.مصریها که از دیکتاتوری حسنی مبارک خسته اند  از حوادث اتونس الگو گرفتند و با شهامتی مثال زدنی ریختند توی خیابانهای قاهره و اسکندریه.با وجود اعلام حکومت نظامی آنها به خانه ها نرفتند و هنوز هم  در شهر حضور دارند.ارتش اعلام کرده که دست به خشونت نمی زند.مبارک در این چند روز کلی حرکت اصلاحی برای به دست آوردن دل مخالفین انجام داده از جمله تغییر دولت و تعیین معاون رئیس جمهور برای اولین بار.اما مخالفین با خود مبارک مشکل دارند.می گویند که مبارک باید برود.در رأس مخالفین محمد البرادعی رئیس سابق آژانس بین المللی انرژِی اتمی قرار دارد  که سوار بر موج مردم و احزاب مخالفی همچون اخوان المسلمین تنها از یک چیز حرف می زند: کناره گیری فوری مبارک و خروج او از کشور.اخوان المسلمین که معروفترین گروه مخالف مبارک  و دارای یک سابقه پنجاه شصت ساله مبارزه با حاکمین مصر است علام کرده که پشت سر البرادعی ایستاده است.

اقدامات مبارک بعد از حوادث اخیر نشان از این دارد که که او شرایط خود و مصر را به خوبی درک کرده و می داند که نباید دست به سرکوب مردمی بزند که او را نمی خواهند.او به اقدامات اصلاحی خود باید ادامه بدهد .ولی باید بداند که او دیگر نمی تواند در قدرت باقی بماند به نظر من بهترین راه برای مصر این است که مبارک بپذیرد در یک دوره زمانی کوتاه مدت مثلاً سه ماهه یک انتخابات آزاد  برگزار کند و البته خودش هم کاندید نشود.مردم مصر هم باید بدانند که سرنگونی یک شبه یک حکومت در قرن بیست و یک لزوماً برای آنها دموکراسی و آزادی به ارمغان نمی آورد.بویژه در کشوری که پایه های دموکراسی ضعیف بوده و توسعه سیاسی در آن ناچیز است.آنها باید مبارک را وادار به برگزاری انتخابات تحت نظارت بین المللی کنند .نه اینکه بخواهند او از کشور فرار کند یا اینکه بخواهند او را دستگیر یا اعدام کنند.می توان مبارک را بدون خونریزی و با کمترین هزینه وادار به برکناری بعد از یک انتخابات آزاد کرد و مبارک دولت را در آرامش به رئیس جمهور منتخب مردم تحویل دهد.در این میان نقش کسی  مثل البرادعی بسبار مهم است.او به جای موج سواری باید به اصلاح بیندیشد.به جای تشویق مبارک به خروج از کشور باید بعنوان رهبر اپوزیسیون با مبارک به مذاکره بنشیند و از او بخواهد که هرچه سریعتر یک انتخابات آزاد با نظارت بین المللی برگزار کند.مبارک با رفتاری که از خود در یک هفته اخیر نشان داده بعید است که دست به خشونت بزند چرا که هم سمبه مردم مصر پر زور است و هم فشار بین المللی بر او زیاد است.ولی مبارک بعنوان یک دیکتاتور مغرور حاضر نخواهد شد با خفت و خواری از کشور فرار کند.حدس من این است که او به دنبال یک کنره گیری آرام و بدون خشونت و در عین حال محترمانه است.مردم مصر باید این را درک کنند  و کنترل خود را به دست احساسات ندهند.

اما در این میان کسی که آچمز شده آمریکاست. آنها اگر قرار باشد بطور کامل پشت مبارک بایستند و از سرکوب مردم حمایت کنند( البته پشت پرده) خط بطلانی بر ادعاهای دموکراسی خواهانه خود کشیده اند و اگر بخواهند از مردم حمایت کنند و هیچ کمکی به مبارک نکنند باید از مهمترین هم پیمان خود در دنیای عرب و از استراتژیک ترین کشور در ارتباط با اسرائیل چشم پوشی کنند.به همین دلیل آنها در این یک هفته یکی به نعل زده اند یکی به میخ  و بیشتر منتظر اتفاقات بعدی هستند.وضعیت مصر از معدود موقعیتهای بین المللی است که آمریکا تاکنون در آن منفغلانه نقش بازی کرده است.مگر اینکه در روزهای آینده تغییری در سیاست آنها رخ دهد.

اما نتیجه بحران مصر هرچه باشد بازنده اصلی آن اسرائیل است که مهمترین هم پیمان خود در دنیای عرب را از دست خواهد داد.


گرانترین پژو ۵۰۴ تاریخ!

اگر یادتان باشد محمود احمدی نژاد یک پژو ۵۰۴ سفید دارد.خداییش ماشین تمیزیه.از اون پزو قدیمی ها که مردان بالای پنجاه سال عاشق اونها هستند.

محمود احمدی نژاد  سی ام آبان ماه امسال در همایش تجلیل از خیرین مسکن ساز (سقف آسمانی) از موافقت خود با به حراج گذاشتن خودروی شخصی خود جهت مشارکت در طرح نهضت تامین مسکن معلولین و مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی کشورخبر داده بود.
به همین منظور سایت  اینترنتی جهت برگزاری حراج بین المللی به نشانی  www.ahmadinejad-car.com  ایجاد شده است.

حالا فکر می کنید بالاترین قیمت پیشنهادی برای این ماشین تا این لحظه چقدر بوده؟

به گزارش ایرنا وزیر رفاه و تامین اجتماعی درباره آخرین قیمت پیشنهادی برای خودروی تحت مزایده رییس جمهوری گفت: آخرین مبلغ پیشنهادی در این مزایده بین المللی دو میلیون دلار بوده است.یعنی حدود دومیلیارد و یکصد میلیون تومان که حتماً گرانترین پژو ۵۰۴ تاریخ خواهد بود! بوگاتی ویرون با قیمتی حدود یک میلیون دلار باید بره جلو بوق بزنه!

متن خبر را می توانید در سایت تابناک اینجا ببینید.


قطع رابطه !

به تازگی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس قانون قطع کامل رابطه با انگلستان را تصویب کرده است.خبرگزاری مهر در رابطه با مشکلات دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در انگلستان در صورت تصویب نهایی این طرح در صحن علنی مجلس با وزیر ،  معاون دانشجویی  و مدیر کل امور دانش آموختگان وزارت علوم مصاحبه کرده است.من بدون هیچ اظهار نظری دقیقاً متن سوال و جواب آنها را که در سایت تابناک هم آمده اینجا می آورم:

کامران دانشجو (وزیر علوم)، محمود ملاباشی (معاون دانشجویی وزیر علوم) و محمدحسین مجلس آرا (مدیرکل امور دانش‌آموختگان وزارت علوم) در گفت‌وگوهای جداگانه‌ای درباره تکلیف دانشجویان ایرانی در انگلیس پس از تصویب قطع رابطه با انگلیس در مجلس شورای اسلامی پاسخ دادند.

به نوشته «آرمان»، قطع روابط ایران و انگلیس توسط کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است. موضوع تکلیف دانشجویان شاغل به تحصیل در انگلیس پیش از اینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی بخواهند در صحن علنی مجلس رأی به قطع کامل روابط با انگلیس دهند، زمانی جدی تر شد که کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در این باره اظهار نظر کرد.

کاظم جلالی گفت: سعی بر این است که قانون قطع رابطه با انگلیس به نوعی تنظیم شود که آسیبی به دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های انگلیس وارد نشود. از طرفی دانشگاه‌های معتبر زیادی در دنیا وجود دارد که این دانشجویان می‌توانند در آنها تحصیل کنند؛ البته پس از تبدیل این طرح به قانون، دولت باید اقداماتی در مورد این موضوع انجام دهد.

کامران دانشجو، وزیر علوم در پاسخ به سوال مهر مبنی بر اینکه در صورتی که مجلس شورای اسلامی قطع کامل رابطه با انگلیس را تصویب کند وضعیت دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در انگلیس چه می‌شود گفت: «در موقعیتی نیستم که بخواهم این موضوع را پاسخ دهم. جای دیگری در این رابطه تصمیم می‌گیرند و بعد از اینکه تصمیم گرفتند اقدام خود را انجام می‌دهند.»

وی در پاسخ به اینکه آیا آن مجموعه تصمیم گیرنده «وزارت امور خارجه» است گفت: «به هر حال مجموعه‌ای غیر از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این رابطه تصمیم می‌گیرند.»  محمود ملاباشی ، معاون دانشجویی وزیر علوم نیز درباره تکلیف دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در انگلیس پس از قانون شدن «قطع کامل رابطه با انگلیس» چه می‌شود گفت: دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در انگلیس به تحصیل خود ادامه می‌دهند و ما هیچ کاری در این زمینه نداریم.

وی وقتی با این سوال روبرو شد که «به هر حال یک سطحی هر چند مختصر از نظر علمی با انگلیس رابطه وجود دارد، این سطح رابطه علمی با تصویب قطع کامل رابطه با انگلیس دستخوش چه تغییری می‌شود؟» گفت: «معمولا سطح روابط علمی کاری به روابط سیاسی ندارد، این استقلال دانشگاه‌ها را در پذیرش افراد می‌خواهد. این ما هستیم که باید ببینیم انگلیس با ما چه می‌کند، آن وقت تصمیم بگیریم که باید جوانانمان را به انگلیس بفرستیم یا نفرستیم.»

معاون دانشجویی وزیر علوم در پاسخ به اینکه «پس از تصویب قطع کامل رابطه با انگلیس، سطح فشار سیاسی از سوی انگلیس  روی دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در این کشور را چگونه پیش بینی می‌کنید؟» گفت: «به دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های خارج از کشور اعم از دانشگاه‌های انگلیس گفته‌ایم که هرکدامشان مشکل دارند می‌توانند به دانشگاه‌های داخل بازگردند و در داخل ایران درس بخوانند.»

ملاباشی در این زمینه افزود: «هر دانشجوی ایرانی شاغل به تحصیل در انگلیس که حاضر هستند با مشکلات و مسائل آنجا بسازند خب بمانند و بسازند.» محمدحسین مجلس آرا، مدیرکل امور دانش آموختگان وزارت علوم درباره اینکه تکلیف دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در انگلیس پس از تصویب قطع کامل رابطه با انگلیس چه می‌شود گفت: «مگر ما الآن با آمریکا رابطه داریم؟ رابطه‌ای نداریم اما دانشجویان ایرانی دارند در آمریکا درس می‌خوانند. همان طور که الآن در آمریکا دانشجو داریم در انگلیس هم می‌توانیم داشته باشیم.»

مجلس آرا در پاسخ به اینکه «آیا برای فرزندان برخی مسئولان کشورمان که در انگلیس شاغل به تحصیل هستند مشکلی پیش نمی آید» نیز گفت: «خیلی از فرزندان مسئولان ممکن است در آمریکا هم باشند و در آنجا تحصیل کنند. بعید می‌دانم اتفاقی در حوزه تحصیل دانشجویان ایرانی در انگلیس رخ دهد.»

منبع : خبر گزاری مهر و تابناک


شبکه اجتماعی (The Social Network)

کارگردان : دیوید فینچر

بازیگران : جسی آیزنبرگ،  ، رونی مارا ، آندرو گارفیلد ،  جاستین تیمبرلیک

محصول ۲۰۱۰ آمریکا

شبکه اجتماعی درباره چگونگی شکل گیری سایت اجتماعی فیس بوک و فوکوس بر شخصیت پایه گذار سایت یعنی مارک زاکزبرگ است.

فیلم را یک ماه قبل دیدم ولی از آنجا که از زیرنویس مزخرفی که داشت خیلی کفری بودم و می ترسیدم اثر منفی روی دیدگاهم داشته باشه به خودم یک فرصت دادم تا چند بار دیگه بعضی از سکانسها را  ببینم .حالا که به فیلم فکر می کنم می بینم که از اون کلاً خوشم آمده ولی نه آنقدر که بگم وای عجب فیلمی بود!

چیزهایی که خوشم اومد:

۱٫فیلمنامه : دقیق ، کلاسیک ، شخصیت محور ، پربار و با دیالوگها و مونولوگهایی که بعضیهاش به یاد ماندنی هستند.سناریست فیلم آرون سورکین در معرفی شخصیت مارک زاکربرگ بعنوان یک فرد منزوی و ناموفق در برقراری یک ارتیباط دوستانه و عاشقانه و البته با اراده ای آهنین بسیار موفق عمل کرده .جالبه بدونید که سورکین یکی از مخالفین جدی اینترنت هست چه برسه به فیس بوک!

۲٫بازی جسی آیزنبرگ: بهترین انتخاب برای بازی در نقش زاکربرگ .او در نمایش یک خوره کامپیوتر ، یک بچه خرخوان هارواردی منزوی مصمم که روی خیلی ها را کم می کند  بسیار موفق عمل کرده !

چیزهایی که خوشم نیومد:

۱٫ فیلمنامه: آره درست نوشتم.فیلمنامه! درسته که چهار خط بالاتر از اون تعریف کردم ولی از یک جنبه می خوام بکوبمش.فیلمنامه از کتابی به نام میلیاردرهای تصادفی نوشته بن مزریخ اقتباس شده .جالبه بدونید که مارک زاکربرگ حاضر نشده که برای این کتاب با مزریخ مصاحبه کنه و کتاب بر اساس گفته های دوست قدیمی و شاکی بعدی زاکربرگ یعنی ادواردو ساورین نوشته شده.یعنی جهت داره.و این برای فیلمی که به نوعی تاریخ نگارانه و بیوگرافیه نقطه ضعف بزرگیه.

۲٫کارگردانی : این فیلم برای فینچر آوانگارد موفقیت بزرگی محسوب نمی شود هر چند از فیلم جاه طلبانه  مورد عجیب بنجامین باتن بهتر شده اما هنوز هم با دیوید فینچر فیلمی مثل هفت  فاصله داره.فیلم بیشتر از آنکه مبتنی بر تصویر باشد متکی بر دیالوگ است.

۳٫کلاً از فیلمهای بیوگرافی خیلی خوشم نمیاد!

به هرحال بعد از دیدن این فیلم چه از مارک زاکربرگ و فیس بوک خوشمون بیاد چه نیاد باید بدونیم که فیس بوک با بیش از پانصد میلیون کاربر سومین کشور پرجمعیت دنیاست که برای ورود به اون فقط باید یک ای میل داشته باشی !

بعداً باید چهار خط هم درباره فیس بوک و خوب و بدش بنویسم.


یارانه بای بای!

دقایقی پیش یکی از پر سر و صدا ترین قوانین کشور رسماً اجرایی شد : ” طرح هدفمند کردن یارانه ها ”

یارانه ها حذف شد.به مردم پول نقد پرداخت شده تا از فردا بتونند برداشت کنند( خدای من فردا تو بانکها چه خبره!).بنزین سهمیه ای ۴۰۰ تومان و بنزین آزاد ۷۰۰ تومان شد.یعنی قیمت بنزین سهمیه ای ۴ برابر شد.رویانیان توی برنامه فرصت شبکه ۳ داره میگه : ” مردم ! نرید پمپ بنزین .پمپ بنزین ها رو شلوغ نکنید”.همه رو به آرامش دعوت می کنه و همش میگه : ” تا یکماه دیگه هم خدا بزرگه.مردم عزیز خواهش می کنم هیچ دل نگرانی نداشته باشید”.فقط نفهمیدم چرا موزیک برنامه آهنگ cockeye’s theme اثر جاودانه انیو موریکونه است که برای فیلم درخشان روزی روزگاری آمریکا سرجیو لئونه ساخته .نمی دونم تهیه کننده همینطور شانسی این  آهنگ رو که معجونی  از اندوه ، ابهام و دل نگرانی است انتخاب کرده یا اینکه منظوری داشته؟

بعنوان یک ایرانی آرزو دارم که این طرح بتونه  آینده خوبی را برای مردم ایران به ارمغان بیاره. من حرفهای رویانیان را گوش میدم و آرامش خودم رو حفظ می کنم و از فردا هرکس رو ببینم دعوت به صبر و آرامش می کنم.

این چهار خط رو برای ثبت در تاریخ نوشتم.

دقایقی قبل طرح هدفمند کردن یارانه ها آغاز شد…………..


عکس نوشت ۱ : ” چشمهایش “

بخش جدیدی را در وبلاگ راه انداختم به نام ” عکس نوشت “. هر چند وقت یکبار یک عکس می گذارم و احساسم را درباره آن می نویسم. ولی برای پربار شدن این بخش خیلی خیلی به کامنت شما خوانندگان وبلاگ احتیاج دارم . در واقع دوست دارم شما هم برای آن عکس یک چیزی بنویسید . پس لطفاً کامنت بگذارید!

اولین عکسی که می گذارم کار یک فتوژورنالیست به نام زوریا (Zoriah) است.

آن چشمها ، آن قطره اشک ، آن دستی که انگار تکیه گاه است.آن غمی که در چشمهایت موج می زند.من نمی دانم تو چطور می توانی اینهمه اندوه را تحمل کنی.نمی دانم به کجا و به چه  می نگری .نمی دانم علت این غم چیست ولی این را می دانم که چشمهایت را تا مدتها نمی توانم فراموش کنم.

۲ نظر ادامه...

ابر برچسب

حق چاپ © 2012 خوب بد زشت. تمامی حقوق محفوظ است.