خرداد ۶م, ۱۳۸۸ توسط هومن


کارگردان : مایکل مان
بازیگران : رابرت دنیرو ، آل پاچینو
چه چیز باعث شده که مخمصه تبدیل به یک فیلم ماندگار شود؟ شاید در نگاه اول و یک پاسخ دم دستی اولین حضور رو در روی رابرت دنیرو و آل پاچینو باشد.ولی فیلم برای ماندگار شدن بسیار چیزهای بیشتری در چنته دارد.نمی دانم فیلم جدید دنیرو و پاچینو را به نام قتلهای موجه دیده اید یا نه ؟ یک مزخرف به تمام معنا .فیلمی که برای کنجکاوی هم که شده نباید آن را دید! چون فقط افسوس باید خورد برای این دو ابر ستاره که در چنین فیلمی بازی کرده اند.
اما مخمصه سوای بازیهای فوق عالی و در خشان رابرت و آل از یک فیلمنامه سنجیده و مو به مو حساب شده ، یک کارگردانی درجه یک ، یک فیلمبرداری ماهرانه و یک تدوین خوب و یک موسیقی عالی بهره می برد.
شخصیت دزد و پلیس فیلم بسیار به هم شبیه هستند.هر دو حرفه ای ، عاشق کاری که می کنند و هر دو بی نهایت بی رحم و خشن.حتی می توان گفت که شخصیت پلیس که پاچینو آن را بازی می کند به مراتب خشن تر و بی رحم تر است.صحنه ای که او به یکی از سارقین بانک در حالیکه یک دختر کوچک را گروگان گرفته شلیک می کند باور نکردنی است.دزد و پلیس این فیلم به راحتی می توانند از نظر شخصیتی جایشان را با هم عوض کنند.
مخمصه یک فیلم نوار به تمام معنا درباره حرفه ای های به تمام معناست که توسط یک عده حرفه ای به تمام معنا ساخته شده است.اگرچه من عاشق و طرفدار دنیرو و پاچینو بعنوان بهترین هنرپیشه های زنده سینما هستم اما وقتی به درونم رجوع می کنم می بینم که از اینکه پاچینو در سکانس پایانی دنیرو را می کشد حالم گرفته است.من ته دل دنیرو را یک کم بیشتر دوست دارم.
معروفترین سکانس فیلم همان است که رابرت و آل در آن رستوران روبروی هم می نشینند.این سکانس فوق العاده علاوه بر اینکه اولین حضور این دو در یک سکانس مشترک در تاریخ سینماست اما یک سکانس غنی از نظر دیالوگ نویسی ، میزانسن و تدوین است .آنچه که آن دو در این سکانس به هم می گویند شالوده اتفاقات بعدی فیلم است.
مخمصه را می توان چندین بار دید و از آن لذت برد.
ارسال شده در: دوست داشتنی ها دارای ۱ نظر
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۸ توسط هومن


کارگردان : نیل برگر
بازیگران : تیم رابینز ، ریچل مک آدامز ، مایکل پنا
می خواستم دیگر در مورد فیلمهای ۲۰۰۸ چیزی ننویسم اما با دیدن این فیلم نظرم عوض شد.حیفم آمد که راحت از کنارش بگذرم .
خوش شانس ها یک فیلم جاده ای آمریکایی مثال زدنی از کار درآمده است . یک فیلم عمیق درباره جنگ و سربازانش ، زخمهای ناشی از جنگ و از همه مهمتر درباره رفاقت .
یک زن ، دو مرد ، یک ماشین و یک گیتار و تمام شهرها و جاده هایی که از آن می گذرند در کنار هم یک فیلم دلنشین ساخته اند که دیدنش مثل یک نسیم خنک روی صورت آدم لذت بخش است .
خوش شانس ها از آن دسته فیلمها ست که تا مدتها مرا سرحال نگه می دارد.
تیم رابینز که یکی از بازیگران گزیده کار هالیوود است مثل همیشه خوب و دیدنی کار کرده است.همینطور مایکل پنا که آینده خوبی دارد.اما ریچل مک آدامز چیز دیگری است او در تمام صحنه های فیلم درخشان است.علاقه و احساسی که او برای سعادت همسفرانش چه در این دنیا و چه در آخرت دارد ستودنی است!
ارسال شده در: 2008 دارای ۲ نظر
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۸ توسط هومن


کارگردان : جاستین لین
بازیگران : وین دیزل ، پل واکر
چند ماه اول سال میلادی تا قبل از فصل تابستان برای کسانی که فیلم خوب و ارزشمند می خواهند ببینند زمان خوبی نیست .هالیوود در چهار پنج ماه اول سال اکثراً فیلمهای اکشن کم مایه را ارائه می دهد.فیلمهای خوب و استخوان دار و اکشن های حرفه ای و استادانه را برای تابستان نگه می دارد و فیلمهای اسکاری را هم در پاییز نمایش می دهد. بنابراین اکنون که پنج ماه از سال ۲۰۰۹ میلادی گذشته هنوز فیلم درست و حسابی روی پرده ها نیامده است.در این بی فیلمی کسل کننده – که البته فرصتی است تا به فیلمهای قدیمی دلخواهمان نگاهی بیندازیم -گفتم بالاخره یکی از این اکشن های اول سال رو ببینم و چیزی در موردش بنویسم . سریع و آتشین به نظر بهترین انتخاب بود.اما چه انتخابی ؟
یک اکشن بی منطق که فقط به ضرب و زور صحنه های ماشین سواری اش تا آخر می توان آن را دید.قهرمان کلیشه ای با صدای خسته و بدن عضلانی و دلی شکسته در پی انتقام و یک پلیس همه فن حریف جاهل که دمار از روزگار هرچی آدم بده در میارن.
فیلم یک قصه ابلهانه و چند بازی به درد نخور دارد! صحنه های ماشین سواری هم که هیچ چیز تازه ای ندارند و تکرار مکررات فیلمهای مشابه قبلی از جمله قسمتهای قبلی همین فیلم هستند.
سریع و آتشین یک فیلم کلیشه ای است که باید آن را با شکستن تخمه جاپونی ! و هورت کشیدن چند لیوان چای تماشا کرد .
سریع و آتشین از اون فیلمها ست که زبان من در زدن پنبه آنها قاصر است!
شاید بپرسید با اینهمه بد و بیراه که نثار فیلم کردم چرا بهش یک ستاره داده ام .این تک ستاره فقط برای بدلکاران بیچاره ایست که بار اصلی این فیلم را با حرکات منحصر به فرد و رانندگی بی نظیر شان به دوش کشیده اند.
در اینجا باید یادی بکنم از پیمان ابدی بهترین بدلکار ایران که چند روز قبل در هنگام فیلمبرداری جان باخت. یادش گرامی.
ارسال شده در: 2009 دارای ۲ نظر
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۸ توسط هومن


کارگردان : جورج روی هیل
بازیگران : پل نیومن ، رابرت ردفورد ، کاترین راس
پر فروش ترین وسترن تاریخ سینمای آمریکا و فیلمی برای عاشقان وسترن، عاشقان پل نیومن ، عاشقان رابرت ردفورد و شیفتگان سینمای کلاسیک. یک وسترن کلاسیک تمام عیار و دوست داشتنی که برای همیشه جاودان است. فیلمی که برای بیستمین بار دیدم و باز هم از آن لذت بردم.
چشمان آبی پل نیومن ، سبیل با حال رابرت ردفورد که هربار این فیلم را می بینم هوس می کنم سبیل بگذارم.موسیقی درخشان فیلم و دهها مورد دیگر که یک حس نوستالژیک قوی را در من زنده می کند.
فیلم سکانسهای فراموش نشدنی کم ندارد.سکانس ابتدایی جایی که یه بابایی به ساندنس تهمت تقلب در قمار می زند و او را به مبارزه دعوت می کند اما وقتی که او را می شناسد و می فهمد با یکی از سریعترین ششلول بند های غرب وحشی روبروست قافیه را می بازد.سکانس پریدن بوچ و ساندنس به درون رودخانه و سکانس پایانی شاه بیت های این غزل دلنشین جورج روی هیل هستند.
فیلم به دنبال معانی پیچیده و فلسفی نیست و نمی خواهد چیزی به ما بیاموزد فقط به زیبایی قصه دو کابوی را برای ما تعریف می کند که یک گروه راهزن قطار با نام بامزه ” دسته سوراخ تو دیوار” درست کرده اند و به قطارها حمله می کنند.
پل نیومن خدا بیامرز که یکی از دوست داشتنی ترین ستارگان عالم سینما بود و رابرت ردفورد بزرگ همواره این فیلم را به عنوان یکی از بهترین فیلمهای عمر بازیگری خود معرفی کرده اند.بعد ها رابرت ردفورد جشنواره سینمایی را به نام ساندنس بنیان گذاشت که همنام شخصیتی است که خودش در این فیلم بازی کرد یعنی ساندنس کید.
بوچ و ساندنس دو دزد دوست داشتنی هستند.در پس خلافکاریهای شان آنها همواره چهره هایی گرم و مهربان و با معصومیتی کودکانه دارند.در سخت ترین لحظات هم دست از متلک گفتن و دست انداختن هم بر نمی دارند و تا آخرین لحظه در کنار هم هستند.از آنها شاید بتوان به عنوان یکی از بهترین زوجهایی که تاریخ سینما به خود دیده یاد کرد.
امیدوارم کسانی که فیلم را دیده اند در حسی که من نسبت به آن دارم شریک باشند و به آنها که فیلم را ندیده اند هم توصیه می کنم دنبال یک نسخه با کیفیت و ترجیحاً دوبله شده آن بگردند.این فیلم را باید تمام و کمال دید.حتی نباید درصدی از نگاه را صرف خواندن زیرنویس کرد.دوبله فیلم هم متعلق به دوران طلایی دوبله ایران است.صدای زیبای چنگیز جلیلوند به جای پل نیومن وصدای نرم و دلنشین جلال مقامی به جای رابرت ردفورد واقعاً شنیدنی است.
در نهایت یک دست مریزاد به جورج روی هیل و دارو دسته اش که این فیلم را به تاریخ سینما هدیه کردند.
- برنده اسکار بهترین فیلمبرداری در سال ۱۹۷۰
- برنده اسکار بهترین موسیقی متن در سال ۱۹۷۰
- برنده اسکار بهترین ترانه در سال ۱۹۷۰
- برنده اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال در سال ۱۹۷۰
ارسال شده در: جاودانه ها دارای ۲ نظر